|
|
|
|
|
30 آسیب فردی و اجتماعی ماهواره
آسیبهای ماهواره از منظر آیات و روایات
آسیبهای ماهواره
الف ) آسیب های فردی( روحی و روانی ، متأثر از فیلمهای مبتذل و خشن)
1- روان پریشی:
مردی که همواره در ماهواره نامحرم را با آن بدن نیمه عریان و آرایش شده
ببیند و نتواند به آرزوی خود برسد. به صورت عقده در خود ریخته و دچار
بیماری روان پریشی خواهد شد.
روایت شده از امام علی (علیهالسلام) در میان یارانش نشسته بود که زنی
زیبا از کنار آنها عبور نمود و عده ای از آنها به او خیره شدند پس امام
(علیهالسلام) فرمود: همانا دیدگان این بزرگان طمع کار است و این نگاههای
خیره سبب ایجاد تصور ذهنی میشود بنابراین، هنگامی که یکی از شما به زنی
نگاه کند که از او خوشش بیاید باید با همسر خود آمیزش کند، (و بداند) آن
زن، زنی است همچو زن خودش. (وسائل الشیعه ج 20 ص 106)
امام صادق (علیهالسلام) فرمود: هر کس قلبش به دنیا تعلق پیدا کند قلبش
به سه خصلت تعلق پیدا کند. گرفتاری که تمام نمیشود، و آرزوی که درک
نمیکند و امیدی که به آن نمیرسد.
هر کس آرزوی گناه داشته باشد کمترین عقوبتش پشیمانی است.
(بحارالانوار ج 75 ص 83)
2- حسرت و پشیمانی:
امام صادق(علیهالسلام) فرمود: نگاه (حرام) تیری از
تیرهای مسموم شیطان میباشد؛ و چه بسا نگاه حرامی که حسرت و پشیمانی
(روانی) طولانی را به جای میگذارد. (کافی 5 ص 559)
3- خود ارضایی
دیدن صحنه های محرک و شهوت انگیز در فیلمهای ماهواره مخصوصاً برای
جوانانی که توان اطفاء شهوت از راه شرعی را ندارند، موجب روی آوردن به دفع
شهوت از راه استمناء میگردد.
4- افسردگی شدید و گاه همراه با خودکشی
انحطاط و دور افتادگی از اصل خود با دیدن انواع و اقسام فیلمها و به
وجود آمدن احساس پوچی و بی هویتی و دور شدن از یاد خدا و هجوم تاریکیها و
بیماریهای روانی انسان را به سمت خود کشی سوق میدهد.
ب) آسیب های اجتماعی
5. ایجاد روابط نا سالم
با به نمایش گذاشتن انواع فیلمهای شهوت انگیز و روابط نا مشروع کم کم
روابط نا سالم بین زن و مرد نا محرم عادی شده و منجر به فساد خانواده و
اجتماع میگردد.
6. افزایش جرایم توسط نمایش تصاویر خشونت بار
سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هر گونه جنایت با سلاح سرد و گرم ترس
بیننده را فرو میریزد و موجبات بالا رفتن آمار جرم و جنایت در جامعه را
پدید میآورد.
7. ترویج مد گرایی و ارائه مد های آرایشی و پوشش زننده:
امام صادق (علیهالسلام) خداوند بزرگ به پیامبری از
پیامبرانش وحی نمود که به مؤمنین بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید، غذای آنان
را نخورید و از راه آنان نروید (آنان را الگوی خود قرار ندهید) که در این
صورت از دشمنان من محسوب میشوید، همان طور که آنان دشمنان من هستند. (علل
شرایع ج 2 ص 348)
8. ترویج عقاید و فرقه های نادرست و غیر اخلاقی مثل شیطانپرستی
9. از بین رفتن قبح روابط غیر اخلاقی در بین مردم
قال الله تبارک وتعالی : ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا
لهم عذاب الیم : برای کسانی که دوست دارند در باره مؤمنان تهمت زنا شایع
شود ، در دنیاو آخرت عذابی دردآور مهیاست خدا می داند و شما نمی دانید .
(نور آیه 19)
10. نابود کردن فرهنگ مردم جهان، اعم از سنتها، آداب و رسوم .
11. تلاش بر ایجاد هیجانات، خوشیها، تفریحات، سرگرمیهای کاذب در بین مردم.
12. ایجاد فرهنگ مصرف و تبلیغ کالاهای غربی و دور نگه داشتن مردم از خودکفایی
13. سست شدن بنیان خانواده
(اختلاف بین خانواده بین همسران – مرزها و حریم خانواده را میشکنند –
طلاق و جدایی را فراهم میکنند). قال الله تبارک تعالی: قوا انفسکم واهلیکم
نارا : خود و خاندانتان را از (عذاب) آتش حفظ کنید. (تحریم آیه 6) پایین آمدن سطح رضایتمندی همسران:
مرد و یا زنی که همواره صحنه های مستهجن به واسطه فیلمهای ماهواره برای
او عادی شده باشد دیگر به واسطه همسر راضی نمیگردد. و این اولین قدم فساد
زن و مرد در خانواده میباشد.
علی (علیهالسلام) فرمود: هرگاه از زنی خوشتان آمد نزد همسر خود بروید
(وبا او رابطه زناشویی برقرار کنید). زیرا همسر شما هم مثل اوست و برای
شیطان در قلب خود راهی قرار ندهید، تا اینکه آن زن از خاطر شما برود.(10)
14. الگو گیری غلط :
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) : شکلها به یکدیگر همانند نمیگردد، جز
آنکه خلق و خوها به هم نزدیک گردد، و هرکس خود را شبیه گروهی سازد، از
آنان به شمار میرود . (ره توشه ص 303)
15. ایجاد فراموشی هدف:
علی(علیهالسلام) آن شخص که
دنیا بزرگترین هدف وی باشد، همواره گرفتار بدبختی و اندوه خواهد شد.
(میزان الحکمه ج 2 ص 909)
16. فراموشی معاد:
با توجه دادن به دنیای محض و لذتهای زود گذر و فانی کردن مردم در اینکه اینست و جز این نیست مانع از توجه مردم به آخرت میشوند.
إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِید به ما نَسُواْ یَوْمَ الحْسَابِ
کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند! (ص آیه 26)
17. تباهی خرد و اندیشه:
قال علی (علیهالسلام) : قد خرقت الشهوات عقله : شهوتها خرد اورا تباه کرده است. (نهج البلاغه خ 109 ص 160)
18. طغیان و سرکشی:
قال الله تبارک وتعالی: کلا ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی : باز چرا
انسان از کفر وطغیان باز نمیایستد. با تماشای برنامه های مستهجن و محرک
جنسی شهوت طغیان میکند و دست به کفر وعصیان وجرم میزند. (علق آیه 6)
19. ایجاد پشیمانی:
قال صادق (علیه السلام) : حسرت و
پشیمانی و نگونساری برای کسی است که از آنچه بر آن بینایی دارد، بهره
نگیرد ونداند کاری که میکند برای او سود دارد یا زیان. (بحار الانوار ج 2 ص
30)
پس از صرف بیهوده عمر در تماشای فیلمهای لغو وتأثیر پذیری و خلق وخوی
حیوانی پیدا کردن در پایان چیزی جز حسرت واندوه بر جای نمیماند.
20. تزلزل اعتقادی:
در شبکههای مختلف حتی با نام دین به راحتی ایجاد شبهات مختلف کرده و با
مغلطه و سفسطه افکنی بدون اینکه مناظره ای یا جوابدهندهای باشد، به مبانی
وریشه های یک دین حمله میکنند و عده ای از مردم که متأسفانه دارای
معلومات کافی در آن بحث نیستند فریب شیادهایی را میخورند که با شیطان
قرینند.
21. وارونه سازی و پایمالی فضیلتها
در تحت لوای بیان تفسیر یا بیان دستورات الهی آن چنان ارزشها و
فضیلتهای دینی را وارونه جلوه میدهند که هر بینندهای فکر میکند فقط
اوست که راست میگوید.
22. فراموش کردن یاد خداوند:
قال الله تبارک وتعالی : وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً وَ نحَشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ أَعْمَی
و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور میکنیم! (طه آیه 124 )
23.تمسخر و استهزاء آیات الهی:
قال الله تبارک وتعالی: ولئن سأ لتهم لیقولن انما کنا نخوض ونلعب قل
اباالله و ایاته و رسوله کنتم تستهزؤن : واگر از آنها بپرسند چرا سخریه و
استهزاء می کنید پاسخ دهند که ما به مزاح ومطایبه سخن راندیم . ای رسول بگو
به آنها آیا با خدا وآیات خدا ورسول خدا تمسخر میکنید. (توبه آیه 65)
24. پخش شایعات:
خداوند متعال میفرمایید: وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ
أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِه وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلیَ الرَّسُولِ وَ إِلیَ
أُوْلیِ الْأَمْرِ مِنهُْمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنهْم
وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ
الشَّیْطَنَ إِلَّا قَلِیلًا
و چون از ناحیه کفار خبری از امن و یا خوف به این سست ایمانها برسد آن
را منتشر سازند، در حالی که اگر قبل از انتشار، آن را به اطلاع رسول و
کارداران خویش رسانده، درستی و نادرستی آن را از آنان بخواهند، ایشان که
قدرت استنباط دارند، حقیقت مطلب را فهمیده، به ایشان میگویند و اگر فضل و
رحمت خدا بر شما نبود جز مواردی انگشت شمار هر لحظه شیطان را پیروی
میکردید. (نساء آیه 83)
25. سخنان جذاب و نفاق انگیز در لوای دین:
وَ إِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُم وَ إِن یَقُولُواْ
تَسْمَعْ لِقَوْلهِم کَأَنهَّمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَة یحَسَبُونَ کل صَیْحَةٍ
عَلَیهْم هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُم قَاتَلَهُمُ اللَّه أَنیَ
یُؤْفَکُونَ
ای رسول تو چون (از برون) کالبد جسمانی آن منافقان را مشاهده کنی (به
آراستگی ظاهر) تو را به شگفت آرند و اگر سخن گویند (بس چرب زبانند) به سخن
هایشان گوش فرا خواهی داد (ولی از درون) گویی که چوبی خشک بر دیوارند (و
هیچ ایمان و معرفت ندارند و چون در باطن نادرست و بد اندیشند) هر صدایی
بشنوند بر زبان خویش پندارند. ای رسول (بدانکه) دشمنان (دین و ایمان) به
حقیقت اینان هستند از ایشان بر حذر باش، خدایشان بکشد چقدر (به مکر و دروغ)
از حق باز میگردند. (منافقون آیه 4)
26. فتنه انگیزی و سخنان اراجیف:
لَوْ خَرَجُواْ فِیکمُ مَّا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَ لَأَوْضَعُواْ
خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکم سَمَّاعُونَ لهَُم وَ
اللَّهُ عَلِیم بِالظَّلِمِینَ
اگر با شما بیرون شده بودند در کارتان جز فساد نمیافزودند و میان شما
اراجیف انتشار داده ، فتنهجویی میکردند و (چون) در میان شما زود باوران
(نیز) بودند (در نتیجه تحت تأثیر اراجیف آنان قرار میگرفتند) و خدا
ستمکاران را خوب میشناسد. (توبه آیه 47)
27. ایجاد شک ودو دلی:
إِنَّمَا یَسْتَئذِنُکَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ
الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فیِ رَیْبِهِمْ
یَترَدَّدُونَ
تنها کسانی که به خدا و روز جزا ایمان ندارند و دل هایشان به شک افتاده و
در شک خویش سرگردانند از تو اجازه میخواهند. (توبه آیه 45)
28. تضعیف ایمانها و دعوت به کفر:
وَدَّ کَثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ
إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا
تَبَین لَهُمُ الْحَق فَاعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتیَ یَأْتی اللَّهُ
بِأَمْرِه إِنَّ اللَّهَ عَلیَ کُل شیَْءٍ قَدِیرٌ
بسیاری از اهل کتاب دوست میدارند و آرزو میکنند ای کاش میتوانستند شما
را بعد از آنکه ایمان آوردید به کفر برگردانند و این آرزو را از در حسد در
دل میپرورند بعد از آنکه حق برای خود آنان نیز روشن گشته، پس فعلاً آنان
را عفو کنید و نادیده بگیرید تا خدا امر خود را بفرستد که او بر هر چیز
قادر است. (بقره 109)
29. ایجاد دهکده جهانی جهت اینکه همه را مطیع هوی و هوس خود کنند:
وَ لَن تَرْضیَ عَنکَ الْیهَودُ وَ لَا النَّصَارَی حَتیَ تَتَّبِعَ
مِلَّتهَم قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الهُْدَی وَ لَئن اتَّبَعْتَ
أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْم مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ
مِن وَلی وَ لَا نَصِیرٍ
یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمیشوند مگر وقتی که از کیش آنان پیروی
کنی بگو تنها هدایت، هدایت خدا است و اگر هوی و هوس های آنان را پیروی کنی
بعد از آن علمی که روزیت شد، آن وقت از ناحیه خدا نه سرپرستی خواهی داشت و
نه یاوری. (بقره 120)
30. در حال کید وفریب:
إِن تمَسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن تُصِبْکُمْ سَیِّئَةٌ
یَفْرَحُواْ بِهَا وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ لَا یَضُرُّکُمْ
کَیْدُهُمْ شَیْا إِنَّ اللَّهَ به ما یَعْمَلُونَ محُیط. : اگر خیری به
شما برسد آنها ناراحت میشوند و اگر مصیبتی برسد خوشحال میگردند و شما
اگر صبر کنید و از خدا بترسید، کید آنها هیچ ضرری به شما نمیزند که خدا
به آنچه میکنید، احاطه دارد. (آل عمران آیه 120)
نتیجه:
هر چند ماهواره شبکه های علمی و مورد استفاده دارد اما نباید غافل بود که
اکثر شبکه های ماهواره ای اهدافی جز تسخیر و تخریب و تباهی انسانها و به
انحطاط و انحراف کشاندن آنها و فرهنگها و آداب و رسومها و تبدیل به دهکده
جهانی عاری از معنویت ندارد. محمود قربانی |
||
|
|
|
|
|
تجلیل از کارگردان پرفروشترین فیلم سال با حضور حسن عباسی، علیرضا پناهیان و مهدی چمران
طالبی در طی این مراسم به بیان انگیزهی ساخت فیلمهایش (بازگشت پرستوها، ویرانگر، آقای رئیس جمهور، نغمه، عروس افغان، جنگ کودکانه، دستهای خالی و…) پرداخت و گفت: ما با هیئتی تحت عنوان هیئت هنرمندان مسلمان خدمت حضرت آقا رفتیم و ایشان از ما خواستند که در رابطه با اتفاقات و حوادث منطقه فیلمسازی کنیم و از آن به بعد شد که فیلمهای عروس افغان و جنگ کودکانه را با موضوعیت جنگ افغانستان و عراق ساختیم. طالبی ادامه داد: دستهای خالی با محوریت جانبازان اعصاب و روان و نغمه با موضوع جانبازان و زندگی آنها را برای ادای دینم به رزمندگان دفاع مقدس ساختم. این کارگردان در ادامهی صحبتهایش اضافه میکند: فتنه ۸۸ موضوع ساخت فیلم قلادههای طلا شد که بعد از اتمام ساخت و نمایش آن عدهای مرا منافق خوانده و عدهای بابت ساخت فیلم از من تشکر کردند! که البته نظر بقیه برای من مهم نیست. مهم نظر حضرت آقاست که فرمودند اگر در جایی و سازمانی نقطهی سیاهی را نشان دادید و پالایش آن هم به دست خود همان سازمان بود کار درستی کردید و همین جملهی آقا برای من بس است. طالبی درباره اظهارنظرهای مخالف و تند نسبت به فیلمش میگوید: به من اعتراض میکنند که چرا در وزرات اطلاعات چند جاسوس را نشان دادی؟ من در جواب آنها باید بگویم که نمیتوانستم بگویم که در سازمان گوشت جاسوس داریم! من در فیلم ۵۰ نفر نیروی اطلاعاتی مخلص نشان دادم و چند جاسوس. شما اگر مشکلی به کارت نیست خودت را جز آن ۵۰ نفر حساب کن نه آن چند نفر. کارگردان قلادههای طلا عنوان میکند که کتاب ۱۲۵ روز کمک بسیاری برای به دست آوردن فضا به او کرده است و میگوید: رسم است که کارگردانها بگویند ما در فیلم حرفهای زیادی زده بودیم که خیلی از آنها سانسور شد ولی نه، برای من این اتفاق نیفتاد. من هرچه خواستم گفتم و کسی به من کاری نداشت! ابوالقاسم طالبی در پاسخ به یکی از دانشجویان در رابطه با اینکه چرا در اتاق فکری که در وزارت اطلاعات به نمایش دراوردید نیروی انتظامیو نیروهای اطلاعاتی حضور داشتند اما خبری از نیروهای سپاهی نبود گفت: بسیجیان و پایگاه بسیجی که در فیلم نشان داده شد نمایندهای از نیروهای سپاهی بودند ضمن اینکه حضور نیورهای سپاهی در فتنهی ۸۸ از بعد از شهوریور آن سال پررنگ شد و هفتههای بعد از انتخابات سپاه حضور غلیظی در صحنه نداشت. دانشجوی دیگری پرسید که چرا در فیلم از سیاسیون و نخبههای داخلی و نقش آنها در فتنه و دامن زدن به درگیریها حرفی به میان نیامد که طالبی با کنایهی جالبی پاسخ داد: اگر قرار بود برای بعضیهای بعضیهای بعضی نقشی در فیلم متصور میشدم باید یک چسب به دهانشان میزدم و میگفتم این نقش اینهاست در فیلم! سیاسیون میدانداری هم که در ابتدا نقش پررنگی در تحرک مردم داشتند از یک جایی به بعد از میدان خارج شدند و نقش اساسیای در اتفاقات نداشتند. طالبی در پایان صحبتهایش بیان کرد که در فکر تولید فیلمیبا ساختار تاریخ معاصر انقلاب اسلامیاز ابتدا تا سال ۵۷ است. * وی در رابطه با قلادههای طلا گفت: مسئلهی این فیلم مسئلهی تسخیر قدرت به هر قیمت است و عجیب نیست که فکر کنیم ام ای سیکس پشت تمام این مسائل است وقتی که میبینیم طرحها و نقشههای آنها در کف خیابانهای کشورمان از ما ۱۶۰۰۰ شهید ترور میگیرد. قلادههای طلا به وضوح بیان میکند که سیستم اطلاعاتی کشور به اتفاقات سال ۸۸ کامل اشراف دارد، تا جایی که به یاد داریم حرکت شروع شده از سوی مردم با حرکت خود مردم خاتمه مییابد بدون آنکه حتی برخلاف سایر خاموش کردن آشوبها و اغتشاشات در کشورهای مختلف حتی یک تانک هم به خیابانهای شهر نرسید و این حاکی از اشراف کامل سیستم اطلاعاتی کشور بر همهی امور است. تراز امنیتی جمهوری اسلامیجز ۵ کشور اول دنیاست و این امر را ما در قلادههای طلا میبینیم. حسن عباسی درباره آخرین ساختهی سریالی ابوالقاسم طالبی ادامه میدهد: اگر زمانی که آقای طالبی در فیلم به کجا چنین شتابان رشوهخواری کارمند بانک را نشان داد آن موضعگیریهای مقامات اقتصادی و بانکی حرف اقای طالبی را در میان اعتراضات بیجا گم نمیکرد و مسئولین به فکر چاره میافتادند الان این افتضاح اقتصادی سه هزار میلیادری رخ نمیداد. حسن عباسی ادامه میدهد: اگر جامعهی ما حرف روشنفکر متعهد که مانند یک آوانگارد یک قدم از همه جلوتر است را راحت و آسان بپذیرد و درصدد رفع آن بربیاید خیلی از مشکلاتی که الان داریم با آن دست و پنجه نرم میکنیم را نداشتیم. * ۱-تعلق خاطر فیلمساز به نظام در این فیلم دیده میشود که در بسیاری از فیلمهای دفاع مقدسی هم دیده نمیشود. منبع: خبرگذاری دانشجویان ایران |
||
|
|
|
|
|
شهید عباسعلی گلدوی محل تولد: زابل محل شهادت :پنجوین عراق سن :31 سال تعداد فرزند:2 پسر - 1 دختر تاریخ شهادت :62/8/28 محل دفن :گلزار شهدای بهشت رضای مشهد
|
||
|
|
|
|
|
هو الهادی
سید مهدی قوام و زن روسپی+عکس
"عماریون"-هو الهادی زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالیاش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه میکرد. حاج مرشد!
هو الهادی
چراغهای مسجد دسته دسته روشن میشوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد. آقا سید مهدی که از پلههای منبر پایین میآید، حاج شمسالدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز میکند تا برسد بهش. جمعیت هم همینطور که سلام میکنند راه باز میکنند تا دم در مسجد. وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش… آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل… دست شما درد نکند، بزرگوار! سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، میگذار پر قبایش. مدتها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری! آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی میکنن… حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک میشود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه…*زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالیاش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه میکرد. زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لبها، گیسهای پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود. دوره و زمونهای نبود که معترضش بشوند… * حاج مرشد! به قیافهشان که نمیخورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استفرالله میگوید. - خانم! بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند. زن، با تردید، راه میافتد. حاج مرشد، همانجا میایستد. میترسد از مشایعت آن زن!… زن چیزی نمیگوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش… دخترم! این وقت شب، ایستادهاید کنار خیابان که چه بشود؟ شاید زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشمهایش که قدری هوای باران: حاج آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم… سید؛ ولی مشتری بود! پاکت را بیرون میآورد و سمت زن میگیرد: این، مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمردهام. مال امام حسین(ع) است… تا وقتی که تمام نشده، کنار خیابان نه ایست!… سید به حاجی ملحق میشود و دور… انگار باران چشمهای زن، تمامی ندارد…*چندسال بعد…نمیدانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل! سید، دست به سینه از رواق خارج میشود. زیر لب همینجور سلام میدهد و دور میشود. به در صحن که میرسد، نگاهش به نگاه مرد گره میخورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده. مرد که انگار مدت مدیدی است سید را میپاییده، نزدیک میآید و عرض ادبی. زن بنده میخواهد سلامی عرض کند. مرد که دورتر میایستد، زن نزدیک میآید و کمی نقاب از صورتش بر میگیرد که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض: آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان میآید که یکبار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت… آقا سید! من دیگر… خوب شدهام! این بار، نوبت باران چشمان سید است…سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران ـ یکی تعریف میکرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند، به اندازهی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند. زار زار گریه میکردند و سرشان را میکوبیدند به تابوت…
|
||
|
|
|
|
|
اول باید بفهمیم نماینده مجلس یعنی چه؟ بعد سراغ کارنامه نماینده برویم.
|
||
|
|
|
|
|
امام جمهوریت را نهادینه کرد که حزبالله از توده مردم فاصله نگیرد
|
||
|
|
|
|
|
يه روز يه ترکه اسمش ستار خان بود، شايد هم باقر خان.. ؛ خيلي شجاع بود، خيلي نترس.. ؛ يکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزي براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطيت و آزادي شد، فداکاري کرد، براي ايران، براي من و تو، براي اينکه ما تو اين مملکت آزاد زندگي کنيم يه روز يه رشتيه.. اسمش ميرزا کوچک خان بود، ميرزا کوچک خان جنگلي؛ براي مهار کردن گاو وحشي قدرت مطلق شاه تلاش کرد، براي اينکه کسي تو اين مملکت ادعاي خدايي نکنه؛ اونقدر جنگيد تا جونش رو فداي سرزمينش کرد يه روز يه لره... اسمش کريم خان زند بود، موسس سلسله زنديه؛ ساده زيست، نيک سيرت و عدالت پرور بود و تا ممکن مي شد از شدت عمل احتراز مي کرد يه روز يه قزويني يه... به نام علامه دهخدا ؛ از لحاظ اخلاقي بسيار منحصر بفرد بود و ديوان پارسي بسيار خوبي براي ما بر جا نهاد يه روز ما همه با هم بوديم...، ترک و رشتي و لر و اصفهاني، تا اينکه يه عده رمز دوستي ما رو کشف کردند و قفل دوستي ما رو شکستند... ؛ حالا ديگه ما براي هم جوک مي سازيم، به همديگه مي خنديم!!! و اينجوري شاديم اين از فرهنگ ايراني به دور است. پس با همديگه بخنديم نه به همديگه
|
||
|
|
|
|
|
متن کامل سخنان مهم آيتالله مصباح يزدي در ديدار با اعضاي جبهه پايداري: خداي جبههها همان خداي عرصه سياست است/ اگر در مسير امر و ارادهي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد
ا متن کامل بیانات آیت الله مصباح یزدی که در هفته نامه 9دی منتشر و در نماز جمعه تهران توزیع شد به شرح ذیل است :
بسم الله الرحمن الرحیم بنده در ذهنم طرفداران انقلاب اسلامی از بدو پیروزی انقلاب تاکنون را مرور می کردم، وقتی خواستم آنها را دسته بندی کنم به ذهنم رسید علیرغم اینکه همه آنها به اسلام و جمهوری اسلامی و حضرت امام و ولایت فقیه اعتراف دارند ولی برداشتها و حتی عملکردشان بسیار متفاوت است. شاید بعضی که کم هم نیستند تصورشان این باشد که انقلابی شده و گروه های مختلفی با رژیم ستم شاهی مخالفت کردند. چپی ها و راستی ها و یک عده ای هم متدین بودند بالاخره امام آمد و فضا را مدیریت کرد و اسم این حرکت جمعی را گذاشت انقلاب اسلامی و بعد مردم به خاطر زحماتی که ایشان کشیده بودند حرفهای ایشان را پذیرفتند برای همین یک اسم اسلام روی این جریان ماند و شد انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی تا جایی که برخی انجمن ها هم که ربطی به اسلام نداشت ولی پسوند اسلامی را یدک می کشید حتی برخی وزارتخانه ها هم شد وزارت ارشاد اسلامی با این که مسئولش می گفت ما در رابطه با اسلام هیچ مسئولیتی در این وزارتخانه نداریم ولی اسم اسلامی را به احترام امام یدک می کشیم. اعتقاد اینها این است که ما یک دینی داریم، نماز، روزه، کربلا، امام حسین اینها سر جای خودش ولی مسئله مدیریت کشور و استفاده از امکانات یک باب دیگری است که ربطی به دین ندارد. این بستگی دارد به زرنگی آدم که چطور بتواند از این امکانات استفاده کند. برخی ها گوشه و کنار این اعتقاد را ابراز هم می کنند ولی بیشتر در قلبشان همین است. بعد که نظام استقرار پیدا کرد، به فکر افتادند که برای خودشان و نزدیکان و بستگانشان یک دستگاهی درست کنند. این ها می گویند این امور ربطی به اسلام ندارد، آدم باید زمین های موات را آباد کند، بفروشد این زرنگی است و ربطی به دین ندارد. یا استفاده از موقعیت های خاص سرمایه گذاری های ریالی دلاری در شرق و غرب، اینها زرنگی است شما هم می توانید انجام دهید. نه تنها می گفتند اینها ربطی به اسلام ندارد بلکه منت هم می گذاشتند که ما داریم کشور را آباد می کنیم شما بلد نیستید ما بلدیم و داریم کار تولید می کنیم. با کشورهای دیگر رابطه برقرار می کنیم آن هم ارتباطات سیاسی که شما عقلتان نمی رسد، تازه زحمتها را ما انجام می دهیم ولی لذتش را شما می برید. پیشرفت ها مال ماست نه مال شما چهارتا آخوند و بچه بسیجی. پیشرفت علمی و صنعتی مال ماست اینها ربطی به اسلام ندارد. علاوه بر این می گفتندکه ما سر مردم هم منت داریم که این کارها را برایشان انجام می دهیم اگر قرار بود که کار دست چند آخوند و بسیجی باشد مملکت از دست رفته بود؛ واقعا عقیده اینها همین است. کارشان نشان می دهد گاهی هم که سخنرانی می کنند لایه هایی از اینها در لابلای سخنانشان هست. من شخصا علیرغم اینکه طلبه گوشه گیری هستم ولی آنقدر کد از اینها دارم که بلاواسطه شنیده ام. گروه دیگری می گویند حکومت اسلامی یک چیز مهمی است، فقط اسم نیست منتها حکومت اسلامی به این است که عدالت پیاده شود، کمک به محرومین، آزادی، دموکراسی اجرا شود و اسلام یعنی همین موارد. مگر نگفتیم استقلال آزادی جمهوری اسلامی، اسلامی اش یعنی هر کسی مستقل فکر کند، آزاد هم باشد هر طور می خواهد فکر کند، البته در چارچوبی. ما باید برای حکومت اسلامی و عدالت کار بکنیم ولی اجرای این کارها نیاز به ابزار دارد، ما باید عدالت را اجرا کنیم ولی ما برای این امور ابزار نیاز داریم، همکارانی لازم داریم، یک نفره که نمی توانیم، یک تیم می خواهیم، گروه می خواهیم، خب اگر بخواهیم گروهی داشته باشیم ناچاریم هوای اینها را در وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف داشته باشیم. نه به عنوان اینکه این امور برای این دسته اصالت داشته باشد، نخیر این امور ابزار است. این افرادی که لازمشان داریم، در مراکز مختلف باید تابع ما باشند برای اینکه تابع ما باشند، باید مراقبشان باشیم، باید به آنها برسیم تا از آنها کار بکشیم. خب این موارد هم که با یک میلیون و دو میلیون حل نمی شود باید میلیاردی خرجش کنند. آنهایی که با ما مخالفند که اصلا به ما رأی نمی دهند اما آنها که با ما موافقند باید مراقبشان باشیم، سبیل شان را چرب کنیم تا بتوانیم از آنها کار بکشیم. در نظر این گروه ویژه خواری نه به عنوان هدف مثل گروه اول بلکه به عنوان ابزاری تصحیح می شود. توجیه شان این می شود که اگر این امور را نداشته باشیم، نمی توانیم عدالت را اجرا کنیم. خب نتیجه عملی این دسته با دسته اول فرقی ندارد، ویژه خواری سر جایش هست، قانون شکنی سر جایش هست فقط عنوانها فرق دارد. آنجا این امور اصالت داشت اینجا ابزار است. یک گروه سومی هم هست که واقعا اصالت را برای اسلام می داند، اصالت را برای امامت و ولایت فقیه می داند، می گویند اگر اینها نباشند ما مشروعیت نداریم. استنادشان به این است که امام می فرمود اگر رئیس جمهور منتخب مردم، تمام مردم هم به او رای بدهند ولی از طرف ولی فقیه نصب نشود طاغوت است و اطاعتش حرام است. خب این دسته سومی چیز دیگری است نه اولی و نه دومی است. این تفکر مال همین بسیجیها و پابرهنه هاست. دیگران می گویند چون ولایت فقیه در قانون اساسی است ما قبول می کنیم بعدش هم می گویند خب قانون اساسی را هم می شود عوض کرد. ته دلشان می گویند این ولی فقیه یعنی چه؟ مردم رای می دهند و رییس جمهورشان را انتخاب می کنند ولی فقیه دیگر یعنی چه؟! ته دلشان این است که این ولایت فقیه هم که می شود همان دیکتاتوری! خب آن دو گروه را کنار بگذاریم، در این گروه سوم هم همه یک دست نیستند. آنچه محور وحدت آنهاست اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری است. ولی این معنایش این نیست که در همه چیز با هم اشتراک دارند، نخیر اختلاف سلیقه هم دارند. بالاخره ما در این جامعه زندگی می کنیم، بهترین حکومت در این عالم جمهوری اسلامی ایران است و مهمترین رکنش هم ولایت فقیه است. ولی واقعیت این است که اختلاف سلیقه هست و شما خودتان نمونه های زیادی سراغ دارید. نمونه هایش در همین روزها را از برخی افراد باسابقه جنگ داریم می شنویم که ته دل اینها چه چیزهایی است که اگر بیرون بریزد چه چیزهایی می شنویم. اینها تازه پیدا نشده، قبلا هم بوده ولی زمینه ظهور نداشته،؟؟؟؟ شاید خیلی ها دیگر هم باشند که هنوز درونشان را بیرون نریخته اند ولی واقعیت جامعه این است. نباید انتظار داشته باشیم تا همه حزب اللهی فکر کنند، بسیجی فکر کنند، مثل ما فکر کنند، این با واقعیت نمی سازد؟ حالا چه باید کرد؟ برخی از بزرگانی که سابقه زیادی در مسائل سیاسی دارند همین اواخر هم گفته اند که حکومت با یک گروه تمام نمی شود و مردم وقتی رهبر را قبول نداشتند آن رهبر دیگر وظیفه ای ندارد و شرایط ما هم شرایط شعب ابی طالب است. البته این حرفها تازگی ندارد، در هر مقطعی از انقلاب از این تیکه ها القا کرده اند. اگر بخواهم تعبیر عامیانه ای بکنم باید بگویم که از این لگد پراکنی ها به رهبری همیشه بوده. آن چه هست این که علی رغم قدرت و ثروتی که دست دو گروه اول است، دانشگاهها در اختیارشان است، ثروت های خارج از محاسبه در اختیارشان هست، علیرغم همه اینها خدا ثابت کرده که پابرهنه ها موفق می شوند. دهها بار خدا در این نیم قرن به ما نشان داده که آنها شکست خورده اند. هر چند ثروت دست آنهاست، قدرت دست آنهاست، سیاست را آنها مثلا بلدند، طراحی می کنند، نقشه می کشند با سازمان های جاسوسی رابطه می گیرند ولی عملا می بینیم شکست می خورند. شاید در داخل کشور هم دیده اید که برخی همه ثروت و قدرت و بهترین امکانات را در اختیار دارند واز نظر هوش سیاسی هم بالا هستند و تجربه سیاسی بالایی هم دارند ولی کمتر کسی است که آبرویش اینطور ریخته باشد، حالا اگر کسی ظرفیتش اینطور است که به روی مبارکش هم نمی آورد، حرف دیگری است. اینها مایه امید ما می شود تا خیلی دل به این قدرت ها و ابزار ظاهری نبندیم. خدا غیر از این که در تاریخ دهها بار این را به ما نشان داده و غیر از این که در آیات متعددی آمده که "ولقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله اذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم" تاریخ را که ما نبوده ایم ببینیم ولی در این دوره خودمان که خیلی از این موارد را دیده ایم. در همین هشت سال جنگ تحمیلی ندیدیم؟ این دوره دفاع مقدس نمایشگاه معجزات الهی بود. چه کسانی با چه ابزارهایی چه قدرت هایی را شکست دادند. البته شاید برخی در ذهنمان این باشد که این کمک های غیبی مال جنگ و جهاد نظامی است نه مربوط به مسجد پیامبر. این کمک ها مال جنگ بدر بود نه مواقع دیگر. ولی این طور نیست خدای جبهه، خدای دانشگاه، خدای بازار و خدای حوزه ها یکی است، ما چند خدا نداریم. خدای جبهه ها در دانشگاهها هم هست، در بازار هم ممکن است افراد گمنامی باشند که کارهای اقتصادی بزرگی بکنند که علمای بزرگ اقتصاد به عقلشان نرسد و نتوانند انجام دهند. اما متاسفانه آنها که جبهه های جنگ و امدادهای غیبی آن را دیده اند به اینجا که می رسند کمی می لنگند. ما در میدان سیاست هم نیاز به مددهایی داریم که خدا در جبهه ها عنایت کرد. ما خیال می کنیم در میدان سیاست هم باید مثل آمریکایی ها عمل کنیم مثل رسانه ها و ابزارهایی که دارند باید عمل کنیم، در این جاها خدا خبری نیست. من عرضم این است که امام به ما یاد داد قبل از هر چیز خدا در میدان سیاست است. باید کارها را با او ببندیم. اگر این را باور کردیم از هیچ چیزی نمی ترسیم، از طوفان ها نمی هراسیم چون با جایی بسته ایم که تزلزلی در آن نیست. برخی فکر می کنند احزاب در کشورهای اروپایی و امریکایی چطور عمل می کنند، ما هم باید همینطور عمل کنیم. متاسفانه در بسیاری از متدینین هم همین طور هست. خیال می کنند در میدان سیاست نیاز به پول و تبلیغات و کارشناسان و ابزارهای هوچی گری داریم ولی این اشتباه است. هم در جبهه، هم در بازار، هم در صنعت، هم در دانشگاه، هم در سیاست و حتی در علوم حوزوی باید کار را با صاحب کار بست. اگر خیال می کنیم هدف درست ولی راه همان است که دیگران رفته اند، اشتباه می کنیم. در همین انتخابات اخیر دیدیم برخی دلارها و تبلیغات وسیع و حتی متخصص از خارج آوردند، از چه ابزارهایی در تبلیغات استفاده کردند و آواز و رقص به کار گرفتند ولی مردم به دلشان افتاد که به دیگری رای بدهند، البته باز هم باور نمی کنیم. البته در آن دوره - برخی ها که من پشت سرشان نماز می خواندم - در شعارهای انتخاباتی شان اسمی از اسلام نمی بردند درحالی که نماز شب شان ترک نمی شد. چرا ؟ چون می گفتند این کار دنیایی است و پیروزی در این میدان راه دارد، راهش چیست؟ پول می خواهد و من پول ندارم پس باید وابسته شوم به جایی که پول دارد، نیروی انسانی دارد، آنوقت است که وابستگی درست می شود. باورمان نیست که دست دیگری هم در کار است و اگر ما به وظیفه خودمان عمل کنیم، آن دست قدرتی دارد که بیشتر از قدرت های دیگراست. امام به ما یاد داد فقط دنبال یک کلمه باشیم آن هم اسلام است. دل به یک چیز ببندیم آن هم اسلام. هم چیز فدای اسلام شود. برخی این را درست یاد گرفتند برخی هم نه. اگر امام الان بود همین را می گفت. امروز هم امام می گفت صبح که از خواب بیدار می شوید ببینید خدا از شما برای اسلام چه می خواهد، همان کار را انجام بدهید. امروز ما در یک صحنه امتحان تازه ای هستیم. ده ها صحنه امتحان دیگر را گذرانده ایم، الحمدلله دین مان سالم مانده، اما امتحان ها روز به روز سخت تر می شود. امروز در صحنه امتحانی هستیم که باید اخلاص و ایمان خودمان، دلبستگی مان را به اسلام و ولایت فقیه ثابت کنیم. اگر این را فراموش کنیم برویم دنبال ابزارها خدا هم شما را واگذار می کند به ابزارها و اسباب ها آنوقت «تکلوهم الی الاسباب». اما اگر گفتیم خدایا ما جز تو کسی را نمی شناسیم، به کسی هم جز تو امید نداریم، جز رضای تو نمی خواهیم. از من چه دوست داری همان بشود، اگر اینطور شدیم خدا با ما طور دیگری معامله می کند. همانطور که با اولیا خودش و با امام آنطور معامله کرد. همانطور که امروز با رهبری همانطور معامله می کند. صحنه امروز را ببینید، این همه تلاش علیه یک شخص تا کنون انجام نشده! امروز ببینید امریکا و اسرائیل و تمام قدرت های سیاسی اقتصادی امنیتی علیه یک نفر است. ما در چنین صحنه ای هستیم. باید ببینیم خطر کجاست، متوجه چه نقطه ای است. ما چه راهی برای رفع آن داریم. بیاییم با خدا پیمان بنیدم که ما خودمان را می گذاریم کنار و می بینیم تو چه می خواهی؟ وظیفه من چیست آن را انجام می دهم ، سود دارد یا زیان؟ به به دارد یا اه اه؟ احترام دارد یا افترا؟ فرق ندارد تو چه دوست داری؟ من خیال می کنم اگر اینطور شدیم هرگز شکست نمی خوریم، چون آنچه خدا خواسته واقع شده "والله غالب علی امره" اما هرجا پای نفس و هوای شیطانی و فریب دادن بود، همانجا شکست می خوریم. در مسیر انتخابات هم اصل ما این باشد که هرجایی بین ما و خدا فهمیدیم این فرد بهتر است همان کار را انجام دهیم ولو در لیست دیگران باشد، آنچه خدا می پسندد را حمایت کنیم، آن کس که اصلح است حمایت کنیم، می خواهد رفیق ما باشد یا نباشد، میثاق نامه ما را امضا کرده باشد یا نکرده باشد. یک جا شاید شما لیست 30 نفره بدهید یا یک نفر را معرفی کنید یا حتی شاید لازم نباشد شما از او علنی حمایت کنید بلکه پنهانی حمایت کنید. اگر هدف این باشد شکست نخورده ایم والا اگر هدف من باشد یا ما باشد یا گروه و جبهه ما باشد، مطمئن باشید اینها شیطانی است، این شکست است. فقط به فکر این باشید که چه چیزی به نفع اسلام است اگر اینطور بودید، این کار شکست نمی خورد، هر کس هم هر چه بگوید به ضرر خودش است، اگر علیه این هم کار کند، به ضرر خودش کار کرده. در همین جریانات هم دیده اید که کسانی - شاید حسن نیت هم داشته اند – ولی چون در این قاعده نبوده به ضرر خودشان تمام شده. اما اگر ما هم دنبال پست و مقام دنیایی باشیم و بخواهیم خر خودمان را برانیم ما هم می شویم مثل آنها. آن وقت باید گفت بجنگ تا بجنگیم! اما اگر دنبال این هستید که خدا کمک کند، باید ببینید خدا چه دوست دارد همانطور باید عمل کنید. خدا انشاء الله همه را موفق کند.
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|